السيد الخميني
2
توضيح المسائل ( فارسي )
باشد ، يعنى در فهميدن حكم خدا از تمام مجتهدهاى زمان خود استادتر باشد . مسأله 3 - مجتهد واعلم را از سه راه مىتوان شناخت : أول آن كه خود انسان يقين كند ، مثل آن كه از أهل علم باشد وبتواند مجتهد واعلم را بشناسد ، دوم آن كه دو نفر عالم عادل كه مىتوانند مجتهد واعلم را تشخيص دهند مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند ، به شرط آن كه دو نفر عالم عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند ، سوم آن كه عدهاى از أهل علم كه مىتوانند مجتهد واعلم را تشخيص دهند ، واز گفته آنان اطمينان پيدا مىشود مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند . مسأله 4 - اگر شناختن اعلم مشكل باشد بايد از كسى تقليد كند كه گمان به اعلم بودن أو دارد ، بلكه اگر احتمال ضعيفى هم بدهد كه كسى اعلم است وبداند ديگرى از أو اعلم نيست بنابر احتياط واجب بايد از أو تقليد نمايد واگر چند نفر در نظر أو اعلم از ديگران وبا يكديگر مساوى باشند بايد از يكى از آنان تقليد كند . مسأله 5 - بدست آوردن فتوى يعنى دستور مجتهد چهار راه دارد : أول شنيدن از خود مجتهد . دوم شنيدن از دو نفر عادل كه فتواى مجتهد را نقل كنند ، سوم شنيدن از كسى كه مورد اطمينان وراستگوست . چهارم ديدن در رساله مجتهد در صورتي كه انسان به درستى آن رساله اطمينان داشته باشد . مسأله 6 - تا انسان يقين نكند كه فتواى مجتهد عوض شده است مىتواند به آنچه در رساله نوشته شده عمل نمايد ، واگر احتمال دهد كه فتواى أو عوض شده جستجو لازم نيست . مسأله 7 - اگر مجتهد اعلم در مسألهاى فتوى دهد مقلد آن مجتهد يعنى كسى كه از أو تقليد مىكند نمىتواند در آن مسأله به فتواى مجتهد ديگر عمل كند ، ولى اگر فتوى ندهد وبفرمايد احتياط آن است كه فلانطور عمل شود ، مثلا بفرمايد احتياط آن است كه در ركعت سوم وچهارم نماز سه مرتبه تسبيحات أربعة يعنى ( سبحان الله والحمد لله ولا إله الا الله والله أكبر ) بگويند ، مقلد بايد يا به اين احتياط كه احتياط واجبش مىگويند عمل كند وسه مرتبه بگويد ، يا به فتواى مجتهد ديگرى عمل كند وبنابر احتياط واجب به فتواى مجتهدي كه علم أو از مجتهد اعلم كمتر واز مجتهدهاى ديگر بيشتر است عمل نمايد ، پس اگر أو يك مرتبه گفتن را كافى بداند مىتواند يك مرتبه بگويد وهمچنين است اگر مجتهد اعلم بفرمايد مسأله محل تأمل يا محل اشكال است . مسأله 8 - اگر مجتهد اعلم بعد از آن كه در مسأله فتوى داده احتياط كند - مثلا بفرمايد ظرف نجس را كه يك مرتبه در آب كر بشويند پاك مىشود ، اگر چه احتياط آن است كه